غزل شمارهٔ ۲۵۰۸
مرا آن دلبر پنهان همیگوید به پنهانی
به من ده جان به من ده جان چه باشد این گران جانی
یکی لحظه قلندر شو قلندر را مسخر شو
سمندر شو سمندر شو در آتش رو به آسانی
در آتش رو در آتش رو در آتشدان ما خوش رو
که آتش با خلیل ما کند رسم گلستانی
نمیدانی که خار ما بود شاهنشه گلها
نمیدانی که کفر ما بود جان مسلمانی