شمارهٔ ۸۰

ز نار هجر می‌سوزم ز درد عشق می‌نالم

خدا را، ای طبیب مهربان رحمی بر احوالم

به حال و روز مشتاقان زدم بس طعنه تا امشب

ز زلفی شد سیه روزم‌، ز خالی شد تبه حالم

بسی بگذشت سال و مه به‌من در عشق تا آخر

غم هجران نصیب آمد ز دوران مه و سالم

مرا پرکنده سیل عشق‌، بنیاد شکیبایی

گواه صادق ار خواهی ببین در اشک سیالم