شمارهٔ ۹۵

مرا بود به دیدار تو زین پیش وصالی

تو را بود به جای من غنجی و دلالی

مرا نیست ز هجر تو سوی وصل تو راهی

کسی رانبود ره ز وقوعی به محالی

مرا گر سخن وصل تو پیش آید روزی

چنانست که پیش آید خوابی و خیالی

کجا روشن ماهی بود او راست محاقی

کجا تافته نجمی بود او راست وبالی