غزل شمارهٔ ۲۵۲۴

اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی

به تبریز آمدی این دم بیابان را بپیمودی

بپر ای دل که پر داری برو آن جا که بیماری

نماندی هیچ بیماری گر او رخسار بنمودی

چه کردی آن دل مسکین اگر چون تن گران بودی

اگر پرش ببخشیدی بر او دلبر ببخشودی

دریغا قالبم را هم ز بخشش نیم پر بودی

که بر تبریزیان در ره دواسپه او برافزودی