شمارهٔ ۱۳۸ - در سوگ پدر

دربغ و دردکه ازکید چرخ و فتنه دهر

بشد صبوری و ازکف ربود صبر جهان

دربغ از آن دل دانا که از جفای سپهر

گزید خاک سیه را ز بهر خویش مکان

صبوری آن ملک شاعران طوس برفت

بجای ماند همه ملک شعر بی‌سلطان

شد از میانه ادیبی که ملک دانش را

حیات بود بدو چون حیات جسم به جان