شمارهٔ ۲ - در نصیحت

این شنیدم که تازی‌ای درویش

کف بسودی ز مهر بر سگ خویش

زاهدی سک بدید و آن تازی

گفت ای سگ چرا چنین سازی‌؟‌!

مرد تازی به آب درزد دست

گفت شستمش باز و عذرم هست

آن پلیدی ز من برفت به آب

بر زبان تو ماند رجس عتاب