شمارهٔ ۱۰ - هدیهٔ تاگور

دست خدای احد لم‌یزل

ساخت یکی چنگ به روز ازل

بافته ابریشمش از زلف حور

بسته بر او پردهٔ موزون ز نور

نغمه او رهبر آوارگان

مویهٔ او چارهٔ بیچارگان

گفت گر این چنگ نوازند راست

مهر فزونی کند و ظلم کاست