شمارهٔ ۱۳ - موقوفه و موقوفه‌خوار

گفتا موقوفه به موقوفه‌خوار

کای تو سزای غضب کردگار

ای دل خودکامهٔ تو شیوه‌زن

ای زتو خون در جگر بیوه‌زن

ای دهنت باز به غیبت‌گری

ای دلت انباز به حیلت‌وری

خلقت تو شنعت بیچارگان

صنعت تو صنعت بیکارگان