شمارهٔ ۳۶ - تنبلی عاقبتش حمالی است

دو نفر بچهٔ مقبول قشنگ

نام این سنجر و آن یک هوشنگ

هر دو همبازی و همقد بودند

راه یک مدرسه می‌پیمودند

بود سنجر ننر و دردانه

باعث زحمت اهل خانه

تا کسی حرف به سنجر می‌زد

دهنش کج شده و عر می‌زد