شمارهٔ ۵۵ - عنکبوت و مگس!

نگه کن بدان زشت‌خو جانور

نهاده به زانوی خمیده سر

سر و سینه کوتاه و زانو دراز

ز خبث اندر آن سینه بنهفته راز

دراز و سرازیر وکج‌،‌دست‌و پاش

چو آب جدا گشته از آبپاش

جدا از همه کوشش و علم و کار

جز از دام گستردن و از شکار