شمارهٔ ۶۸ - راستی

شنیدم که شاهنشهی نقش بست

ابر خاتم خویشتن‌: «‌راست رست‌»

درین باغ تا راستی‌، رسته‌ای

وگر شاخ ناراستی خسته‌ای

بگو راست‌، ور بیم جان داردت

که خود راستی در امان داردت

یکی روز در مکه غوغا بخاست

به کین محمد که می‌‎گفت راست