حسین (ع)
شب است و بساط عیش، به خوبی مرتب است
شبی را که جان در او، به رقص آید امشب است
به هجران و وصل دوست، دل و تن مرکب است
دل از وصل در نشاط، تن از هجر در تب است
در این قصه نکتههاست در این رشته تارها
دلافروز ماه من کجایی که شب رسید
زمان تعب گذشت، اوان طرب رسید
عجموار باده ده که عید عرب رسید