منقبت

باز در جلوه گری شد صنمی جلوه گری

دلبری پرده‌نشین شاهدکی پرده دری

با خبر از همه وز عاشق خود بی‌خبری

نکند در دل او نالهٔ عاشق اثری

هیچ با ما دل او را سر احسان نبود

دل او راگوئی که به فرمان نبود

دل من برده ز نو لعبت شیرین سخنی

شاهدی‌، ماه رخی‌، سرو قدی‌، سیم تنی