نکیر و منکر

چون فروبردند نعشم را به گور

خاک افشاندند و زان گشتند دور

ناگهان آواز پایی سهمناک

کردگوشم را خبر از راه دور

من بسان خفته زان آواز پای

جستم وآمد به مغزاندر شعور

نه هوا ونه فضا ونه نسیم

سینه تنگ وپای لنگ وجسم عور