صد شکر و صد حیف

شاهی به میان آمد و شاهی ز میان رفت

صد شکر که‌ این‌ آمد و صد حیف که آن رفت

تیری به کمان آمد بر قصد دل خصم

هم گر به خطا ناگه تیری ز کمان رفت

سلطان جوان آمد شاد و خوش و پیروز

وان انده دیرین ز دل پیر و جوان رفت

آمد ملکی راد که از آمدن او

از عیش‌، نوید آمد و از رنج‌، نشان رفت