اهلا و سهلا

اهلا و سهلا ای نسیم بهار

ای قاصد زلف یار

از زلف یار آیی چه داری بیار

ای کاروان تتار

گویی هنوز ای نفخهٔ مشگبار

هست‌آن سیه‌زلف یار

آشفته و سرگشته و بی‌قرار

از بار دل‌های زار