بخش اول - از کیومرث تا سربداران
پاسبانا تا به چند این مستی و خواب گران
پاسبانرا نیست خواب،از خواب سر بردار، هان!
گلهٔ خود را نگر بیپاسبان و بیشبان
یکطرف گرگ دمان و یکطرف شیر ژیان
آن ز چنگ این رباید طعمه، این از چنگ آن
هریک آلوده به خون این گله چنگ و دهان
پاسبان مست و گله مشغول و دشمن هوشیار
کار با یزدان بود کز کف برون رفته است کار