حکایت دیوانه‌ای که سنگ به چاه اندخت

کرد دیوانه‌ای به چاه نگاه

عکس خود را بدید در ته چاه

سنگی افتاده بد به راه اندر

هشت آن سنگ را به‌چاه اندر

مردم شهر رنج‌ها بردند

تا که آن سنگ را برآوردند

توپی آن سنگ اوفتاده به چاه

عاقلان در تو می کنند نگاه