در صفت محبس تأمینات

اندرین ‌حجره‌ام ‌پس‌ از خور و خواب‌

نیست چیزی انیس غیرکتاب

مه اردی‌بهشت و لاله به باغ

من در اینجا چو لاله دل پر داغ

دستم آزاد و بسته است دلم

تن درست و شکسته است دلم

سوزد از تاب تب هماره تنم

گونی از آتش است پیرهنم