در صفت شیّادان لفّاظ که با دانستن چند اصطلاح خود را عالم نامیده و درمجالس سخن می گویند

بود مردی ز هر هنر عاری

روزکی چند کرده نجّاری

نام رنده شنیده و گونیا

گِرد از نیمگِرد کرده جدا

پس شد اندر دکان آهنگر

دم و خایسک‌ دید و پتک و تبر

نوز نامخته چیزی از استاد

ریش خود را به‌دست بنا داد