داستان رفیق بی‌وجدان

داشت مردی جوان رفیقی چند

همه با هم برادر و دلبند

این جوانان سادهٔ دین‌دار

کرده در دل به مبدئی اقرار

خانه‌هاشان به یکدگر نزدیک

همه با هم به کیف و حال شریک

دیوخویی به صورت انسان

زاین به خود بسته تهمت وجدان