حکایت مرغ پیر که به دام افتاد

خواندم ‌اندر حدیث « کنفوسیوس‌»

داستانی به طبع‌ها مانوس

روزی آن رهبر نکوکاران

به رهی می گذشت با یاران

دید صیادی اندر آن رسته

مرغکی چند را به‌هم بسته

می‌نهد جفت جفت در قفسی

مرغکان می‌زنند بال بسی