شرح تفتیش کردن مأمورین دولت در راه

چون رسیدم به چند میلی ری

باد و باران وزبد پی در پی

شب تاربک و باد سرد وزان

کس و ناکس به قهوه‌خانه خزان

بود گردونه‌ایم جای نشست

خود و اطفالم‌ اندر آن دربست

بار و کالای خانه بسته به ‌هم

بار کرده در آن ز پشت و شکم