در ریاست سرپاس مختاری

داد شه جای او به مختاری

صبح پیدا شد از شب تاری

با من آیرم بگفته بودکه شاه

اشقیا را براند از درگاه

برگزیند ملک چو بیداران

نیکمردان به جای بدکاران

آن‌سخن‌شد درست‌بی کم و بیش

گفته‌اش راست گشت‌درحق‌خویش