دل مادر

بود در بصره جوانی ز اعراب

شده از عشق بتی مست و خراب

دختری آفت دل‌، غارت دین

غمزه‌اش در ره جان‌ها به کمین

چشم جادوش به کفر آغشته

صف مژگان ز خدا برگشته

عشوه‌اش خون جوانان خورده

دل صد پیر و جوان آزرده