شکوهٔ عروس از مادر شوهر!

پیرزن صبر نمودی به جفاش

باکس آن راز نمی کردی فاش

لیک آن دختر غدار پلید

کرد با شوی شبی رازپدید

گفت مام تو مرا کشت ز غم

بس که با من کند از کینه ستم

ما نسازیم به یکجای مقر

یا مرا دار به‌بر، یا مادر