نظم‌اندرزهای «آذرپاد مارسپندان» از پهلوی به پارسی، در تابستان ۱۳۱۲

مقدمه

در تابستان گذشته تنهایی و فراغتی دست داد. در آن تنهایی و در بستگی بیکار ننشستم و در بستگی را غنمیت شمرده با فراغ بال به نظم‌اندرزهای انوشه‌روان آذرباد مارسپندان پرداختم‌. اندرزهای این مرد بزرگ - که بایستی وی را از روی حقیقت بزرگ‌ترین مجدد دین مزدیسنا شمرد، و در شمار سقراط یونان و لقمان عرب و کنفوسیوس چین دانست -‌ مکرر به پارسی ترجمه شده‌، لیکن غالباً این ترجمه درست و مطابق با متن نیست و در اکثر آن‌ها به اختصار پرداخته و لطایف اصلی و احیاناً مراد گوینده را زیر و زبر ساخته‌اند. در نسخه‌ای از این رساله که در بمبئی ضمن متون پهلوی تألیف و به اهتمام «‌مرحوم دستور جاماسپجی مینوچهر جی‌جاماسب اسانا» در به طبع رسیده یک سیروزهٔ کوچک نیز موجود است که ترجمه‌کنندگان عموماً ‌آن را حذف کرده‌اند، با آنکه در آن سیروزهٔ کوچک فواید علمی و ادبی بزرگی است‌.