در خیابانهایِ سنگینگوش
بر فرازِ بامِ این محجر
آفتابی نیست
از بلندیها و آن بالانشینان
بازتابی نیست.
کابل ای کابل!
زخمهایت را مکن عریان
مرگ از بیچارگیهایت نمیشرمد.
قاتلت را در مقامِ هیچ کس چون و چرایی نی
بر فرازِ بامِ این محجر
آفتابی نیست
از بلندیها و آن بالانشینان
بازتابی نیست.
کابل ای کابل!
زخمهایت را مکن عریان
مرگ از بیچارگیهایت نمیشرمد.
قاتلت را در مقامِ هیچ کس چون و چرایی نی