گرسنگان

می‌رسد ایّامِ ناایّام

می‌وزد بادِ پریشانی

لحظه‌ها تکرار می‌یابند

با هزار آواز و دردِ استخوان‌سوزِ گران‌جانی.

دامنِ دوشیزگانِ ده‌دوازده‌ساله‌شان بر باد

نوجوانان‌شان

طعمه‌هایِ بی‌سوادی،‌چرس، بدنامی.

مادران از بچّه زادن‌هایِ بی‌تمهید