وقتی که

وقتی که درّه را

تاریکی و سکوت در آغوش می‌کشد

وقتی که باغ

بوسهٔ دلگیرِ‌ماه را

بر چارچوبِ خستهٔ اندام‌هایِ خویش

تحمیل می‌کند

وقتی که شهر را

مینارهایِ سنگ و خیابان‌هایِ‌سنگ