برایِ مرگِ سپهبد
و اینچنین که تو میمیری ای سپهبدِ پیر
بجز دعا و بجز گریه زین سپاهیِدرد
برایِمرگِ تو چیزی طمع نباید برد.
و اینچنین که تو بیدارباشِقافله را
خموش میمانی
کدام لال ز مایان
مهار داند کرد
ستارهٔ سحر و آفتابِ فردا را؟
و اینچنین که تو میمیری ای سپهبدِ پیر
بجز دعا و بجز گریه زین سپاهیِدرد
برایِمرگِ تو چیزی طمع نباید برد.
و اینچنین که تو بیدارباشِقافله را
خموش میمانی
کدام لال ز مایان
مهار داند کرد
ستارهٔ سحر و آفتابِ فردا را؟