آسمان کبود

بهارم، دخترم، ازخواب برخیز؛ شکرخندی بزن، شوری برانگیز

گل اقبال من،ای غنچة ناز؛ بهار آمد تو هم با او بیامیز.

بهارم، دخترم، آغوش وا کن که از هرگوشه گل، آغوش وا کرد

زمستان ملال‌انگیز بگذشت، بهاران خنده بر لب، آشنا کرد

بهارم، دخترم، صحرا هیاهوست، چمن زیر پر و بال پرستوست.

کبود آسمان هم رنگ دریاست، کبود چشم تو زیباتر از اوست.

بهارم، دخترم، نوروز آمد، تبسم بر رخ مردم کند گل

تماشا کن تبسم‌ های او را؛ تبسم کن که خود را گم کند گل