ابر

تا غم آویز آفاق خاموش

ابرها سینه بر هم فشرده ،

خنده روشنی های خورشید

در دل تبرگی های فسرده،

ساز افسانه پرداز باران

بانگ زاری به افلک برده

ناودان ناله سر داده غمناک !