غریو

سحر با من درآمیزد که برخیز

نسیمم گل به سر ریزد که برخیز

زرافشان دختر زیبای خورشید

سرودی خوش برانگیزد که برخیز

سبو چشمک‌زنان از گوشه‌ ی طاق

به دامانم در آویزد که برخیز

زمان گوید که هان گر برنخیزی،

غریو مرگ برخیزد که برخیز