چراغ میکده

چو آفتاب در‌آی از درم شراب بنوش

شراب شبنم جان را چو آفتاب بنوش

چراغ میکده دیوان حافظ است بیا

‌شبی به خلوت رندان و شعر ناب بنوش

زمانه جام گلاب تو را گل آب کند

بیا شراب بیامیز و با گلاب بنوش

چو گل به چشمهٔ خورشید رو کن ای دریا

نه تلخ کاسه‌ وارونه حباب بنوش