رقص ماه

باز له له می زند از تشنه کامی برگ.

باز می جوشد سراپای درختان را غبار مرگ

باز میپیچد به خود

ــ از سیلی سوزان گرما ــ

تاک

می فشارد پنجه های خشک و گردآلود را بر خاک.

باز باد از دست گرما می کشد فریاد