دو قطره، پنهانی

شکست و ریخت به خاک و به باد داد مرا

چنانکه گویی هرگز کسی نزاد مرا

*

مرا به خاک سپردند و آمدند و گذشت.

تکان نخورد درین بی کرانه آب از آب

ستاره می تابید.

بنفشه می خندید.

زمین به گرد سر آفتاب می گردید!