قطره، باران،دریا

از درخت شاخه در آفاق ابر، برگ های ترد باران ریخته!

بوی لطف بیشه زاران بهشت، با هوای صبحدم آمیخته!

نرم و چابک، روح آب، می کند پرواز همراه نسیم.

نغمه پردازان باران می زنند، گرم و شیرین هر زمان چنگی به سیم!

سیم هر ساز از ثریا تا زمین. خیزد از هر پرده آوازی حزین.

هر که با آواز این ساز آشنا، می کند در جویبار جان شنا!

دلربای آب شاد و شرمناک

عشق بازی می کند با جان خاک!