ما، همان جمع پراکنده...

موج، می آمد، چون کوه و به ساحل می خورد !

*

از دلِ تیره امواج بلند آوا،

که غریقی را در خویش فرو می برد،

و غریوش را با مشت فرو می کشت،

نعره ای خسته و خونین ، بشریت را،

به کمک می طلبید :