با زبان اشک، اینک ...

من، از زبان آب، پرنده، نسیم، ماه

با مردم زمانه سخن ها سروده ام

من، از زبانِ برگ

درد درخت را

در زیر تازیانهء بیداد برق و باد

درپیش چشم مردمِ عالم گشوده ام