در بیشه زار یادها

شب بود و ابر تیره و هنگامه باد

ناگاه برگ زرد ماه از شاخه افتاد!

من ماندم و تاریکی و امواج اوهام

در جنگل یاد!

آسیمه سر، در بیشه زاران می ‌دویدم.

فریادها بر می ‌کشیدم.

درد عجیبی چنگزن در تار و پودم.