دریچه

وقتی ستاره نیز

سو سوی روزنی به رهایی نیست

آن چشم شب نخفته چرا پشت پنجره

با آن نگاه غمگین

ژرقای آسمان را

می کاوید

آنگاه بازمی گشت

نومید