افسونگر

گردونهء بهار،

که با صد هزار گل،

در صد هزار رنگ

با نور مهر، زینت و زیور گرفته بود

از درّه های ساکتِ پر برف می گذشت

*

در درّه های سرد و برهنه

در باغ های زرد و خزان دیده