مادران
نیمه شب،
از نالة مرغی که در ژرفای ظلمت
بال و پر می زد
زجا جستم
نالة آن مرغ زخمی همچنان از دور می آمد
لحظهای در بهت بنشستم
نالة آن مرغ زخمی همچنان از دور میآمد
*
نیمه شب،
از نالة مرغی که در ژرفای ظلمت
بال و پر می زد
زجا جستم
نالة آن مرغ زخمی همچنان از دور می آمد
لحظهای در بهت بنشستم
نالة آن مرغ زخمی همچنان از دور میآمد
*