خورشید، با دو سرخی
سرآمد مگر روز را سروری،
که شد چهرة دهر نیلوفری؟
حریقی است در بیشهزاران آب
مگر گشت پرپر گل آفتاب؟
همه روی دریا گل ارغوان
به هر موج تا بی کران ها روان
چه بودهست خورشید را سرنوشت
که دریا غمش را به خون می نوشت
سرآمد مگر روز را سروری،
که شد چهرة دهر نیلوفری؟
حریقی است در بیشهزاران آب
مگر گشت پرپر گل آفتاب؟
همه روی دریا گل ارغوان
به هر موج تا بی کران ها روان
چه بودهست خورشید را سرنوشت
که دریا غمش را به خون می نوشت