غزل شمارهٔ ۲۵۸۹

نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردی

تا صورت خاکی را در چرخ درآوردی

ای آب چه می‌شویی وی باد چه می‌جویی

ای رعد چه می غری وی چرخ چه می‌گردی

ای عشق چه می‌خندی وی عقل چه می‌بندی

وی صبر چه خرسندی وی چهره چرا زردی

سر را چه محل باشد در راه وفاداری

جان خود چه قدر باشد در دین جوانمردی