زن با هنر (سه‌گاه‌)

۱

به دل جز غم آن قمر ندارم

خوشم ز آنکه غم دگر ندارم

کند داغ دلم همیشه تازه

از این مطلب تازه‌تر ندارم (‌تکرار)

قسم خورده که رخساره نپوشد

به جز با من دلداده نجوشد

هوایی به جز این به سر ندارم