غزل شمارهٔ ۴

جان روشندل ز جسم مختصر باشد جدا

در صدف از راه غلطانی گهر باشد جدا

از فشردن غوطه در دریای وحدت می زند

گر چه از هم بند بند نیشکر باشد جدا

رشته سازی است کز مضراب دور افتاده است

دردمندان را رگی کز نیشتر باشد جدا

خازن گنج گهر را دور باشی لازم است

نیست ممکن کوه را تیغ از کمر باشد جدا