غزل شمارهٔ ۲۰

از جهان تا رشته تابی دسترس باشد ترا

هر سر خاری درین وادی عسس باشد ترا

چند از آمیزش دریای وحدت چون حباب

پرده دار چشم کوته بین، نفس باشد ترا؟

تا تو می لرزی به تار و پود هستی همچو موج

قسمت از دریای گوهر خار و خس باشد ترا

چشم بی شرم تو سیری را نمی داند که چیست

در تلاش رزق تا حرص مگس باشد ترا