غزل شمارهٔ ۲۱
یک نظر بازست نرگس چشم بیمار ترا
گل یکی از سینه چاکان است دستار ترا
می کند شبنم گرانی بر عذار نازکت
ابر می بوسد زمین از دور گلزار ترا
خشک می آید به چشمش جلوه آب حیات
هر که در مستی تماشا کرده رفتار ترا
سبز می گردد ز حیرت حرف در منقارشان
طوطیان آیینه گر سازند رخسار ترا